آندرس اینی‌استا از همبازیانش در بارسلونا می‌گوید

گرچه رقیبان سرسختی همچون لیونل مسی و ژاوی هرناندس را هم در کنار خود می‌بیند. یکی از محصولات تیم‌های پایه باشگاه بارسلونا حالا حالاها برای درخشش در سطوح ملی و باشگاهی هم وقت دارد چراکه هنوز دو سه سالی تا پایان سومین دهه زندگی‌اش مانده و به این ترتیب، مربیان بارسا و اسپانیا تا چند سال دیگر می‌توانند روی توانایی‌های ویژه و خارق‌العاده‌اش در بازی‌سازی و دادن پاس‌های طلایی حساب کنند. مجله معتبر Four Four Two در حاشیه پرونده ویژه‌ای که برای بارسلونا منتشر کرده به انعکاس حرف‌های اینی‌استا در مورد تعدادی از همبازیان بارسایی‌اش پرداخته که برگردان فارسی‌اش حالا پیش‌روی شماست:

من و ویکتور والدس
«بهترین دوستم در تیم بارسلونا. من او را از زمان بازی در تیم‌های پایه بارسا می‌شناسم. با هم در تیم‌های جوانان و B بارسلونا همبازی بودیم. دور تمام اسپانیا و دنیا را همراه ویکتور گشته‌ام. پر سر و صدا، بامزه، پرشور و بسیار پرانرژی و بانشاط. اگر اسپانیایی نبود، حتما حالا یکی از دو دروازه‌بان اول جهان بود[اشاره به پشت خط ماندن والدس به دلیل حضور ایکر کاسیاس در تیم ملی اسپانیا]. هیچ دروازه‌بانی در دنیا نیست که بهتر از او شوت‌گیری را بلد باشد. فصل قبل، بهترین نمایش ویکتور را شاهد بودیم. معرکه بود...».
من و کارلس پویول
«رهبرمان؛ نقطه اتکا و رجوع تیم بارسلونا. وقتی مردم به بارسا فکر می‌کنند، حتما یاد پویول می‌افتند. درست است که او در زمین سر همه ما فریاد می‌کشد ولی بیرون زمین بی‌‌اندازه آرام و ساکت است. پویول آدم بسیار متفکری است و همه‌اش دوست دارد در خانه و در کنار خانواده‌اش باشد. کارلس هنوز هم برای سپری کردن تفریحاتش به منطقه تفریحی ایبیزا می‌رود و فکر کنم باید تنها کسی باشد که در آن جزیره تفریحی هرگز سراغ شب‌زنده‌داری و سپری کردن وقتش در کلوب‌های شبانه نمی‌رود. او نمونه یک رهبر واقعی است».
من و جرارد پیکه
«جری یک جوکر تمام‌عیار است. شخصیتی شوخ و شنگ دارد که در رختکن سر به سر همه می‌گذارد و لباس‌ها و لوازم بچه‌ها را پنهان می‌کند. این کارها را هم در دورانی که در منچستریونایتد بازی می‌کرده یاد گرفته. او پیش از رفتنش به یونایتد، یک بارسایی بود و در تیم‌های پایه بارسا بازی می‌کرد. به همین دلیل هم مشخص بود که یک«فوتبال بارسلونایی» را یاد گرفته و بازی می‌کند. وقتی از یونایتد برگشت، همه دیدند که فرگوسن چه مدافع باکلاسی را از دست داده. پیکه شخصی باوقار و آینده‌دار است. حرکات پا به توپ و رو به جلویش حرف ندارد. استاد زدن گل‌های مهم هم هست. یکی از نفرات اصلی همیشگی بارسا و تیم ملی اسپانیا هم محسوب می‌شود؛ حالا بقیه بازیکنان هر که می‌خواهند باشند».
من و اریک آبیدال
«هیچ وقت خسته نمی‌شود. اگر اریک را در دقیقه 80 بازی ببینید، هیچ فرقی با دقیقه اول بازی نکرده و به همان سرحالی شروع مسابقه است. او همیشه به ایجاد یک فضای مناسب کمک می‌کند و خوب می‌داند که این فضای مناسب چقدر به درد رختکن یک تیم می‌خورد چراکه با همین فرمول، روزهای موفقی در لیون داشته. قدرت بدنی‌اش حرف ندارد. اصلا من که می‌گویم آبیدال یکی از پرقدرت‌ترین و کامل‌ترین فوتبالیست‌های جهان است و کسی است که واقعا هوای خودش را دارد».
من و دنی آلوس
«یکی از آن دیوانه‌های باحال. اوست که تعیین می‌کند موزیک پخش شده از بلندگوهای رختکن چه باید باشد. بعضی از انتخاب‌هایش خوب است و... بعضی‌هایش وحشتناک!‌ دنی سرشار از زندگی است. یک منبع انرژی خالص است که انگار هیچ‌وقت تمام نمی‌شود. فقط با فوتبال بازی کردن، آن هم به صورت جدی و در میدان مسابقه است که می‌شود بخشی از انرژی دنی را تخلیه کرد. شاید بشود گفت تنها بازیکنی در جهان که دوست دارد تمام بازی‌های فوتبال به وقت اضافه کشیده شود، همین دنی آلوس است!».
من و سرجیو بوسکتس
«یکی دیگر از بارسلونی‌های اصیل که در بیست‌ و چند سالگی‌‌اش یک عالمه جام و افتخار به دست آورده. فصل پیش،‌ اولین فصلی بود که سرجیو به تیم اصلی ما راه یافت و بازی‌های فراوانی را در ترکیب ثابت بارسا تجربه کرد و خیلی زود به بازیکنی مهم و تعیین‌کننده در بارسلونا و تیم ملی اسپانیا تبدیل شد. او مثل یک هافبک مرکزی پا به سن گذاشته و سرشار از تجربه، آنقدر خوب و مطمئن بازی می‌کند که به نقطه اتکا و اعتماد مربی در زمین تبدیل شده؛ مردی آرام و کاملا متمرکز روی بازی و در خدمت تیم. سرجیو عاشق تمرین کردن است و همیشه اولین کسی است که صبح‌ها به محل تمرین تیم می‌رسد. شیفته بازی کردن است و این هیجان هر روز در او بیشتر می‌شود».
من و سیدو کیتا
«یک جان‌سخت واقعی. با اینکه سیدو کیتا معمولا به عنوان یک هافبک دفاعی برای بارسا بازی می‌کند ولی خوب می‌داند که به ثمر رساندن گل‌های حساس و مهم چه کار باید بکند و چگونه جای بگیرد. او در کنار دنی آلوس و آدریانو، سویایی‌های سابقی هستند که حسابی اهل جوشیدن با دیگرانند. کیتا پرتلاش‌ترین بازیکن بارسا و یکی از بهترین‌های اروپاست. قدرت بدنی او یکی از عوامل موفقیت‌های بی‌شمار بارسا در این دو سه ساله بوده».
من و پدرو
«مردم فکر می‌کنند آن پسر بچه‌ای که فصل پیش ناگهان سر و کله‌اش پیدا شد، برای بارسا گل زد، به تیم ملی رفت و در جام جهانی چهره شد، از زیر بوته به عمل آمده ولی ما می‌دانیم جوانکی که حالا در بارسا غوغا می‌کند، زمانی در تمرینات تیم دوم باشگاه،‌ سخت‌ترین فشارها و ریاضت‌ها را به جان خریده تا به اینجا رسیده است. خیلی‌ها این چیزها را درست درک نمی‌کنند. رسیدن از تیم‌های پایه به چنین سطحی خیلی سخت است ولی پدرو تمام آموزش‌های مربیان را با دقت فرا گرفت، پندهای آنها را به گوش جان شنید و زمانی که فرصت به چنگش افتاد، رهایش نکرد. پدرو آینده درخشانی دارد».
من و بویان کرکیچ
«پسری که وقتی حتی ناراحت است هم لبخند می‌زند. او روزی بازیکن مهمی برای بارسا خواهد شد. شاید فعلا هر هفته به او بازی نرسد ولی بویان از آن بازیکنانی است که خودش را وقف تیم می‌کند؛ تمام گل‌ها، پاس‌ها و سانترهایش این را نشان می‌دهند. فعلا بیشتر در مرکز زمین به بازی گرفته می‌شود ولی او به همین اندازه در کنار‌ه‌ها هم خوب بازی می‌کند. کرکیچ هم یکی دیگر از جوانان دست‌پرورده مربیان بارسا و بازیکنی است که از تیم‌های پایه بارسلونا به داد تیم اول باشگاه رسیده‌اند».
من و داوید ویا
«یک مهاجم سرشار از استعداد و هوش مطلق. یکی از بهترین‌های دنیا. ویا هم سریع است و هم بازی با دو پایش حرف ندارد. او دوست بسیار خوبی است و شاید یکی از محبوب‌ترین گزینه‌های روزنامه‌نگاران برای به چنگ آوردن عنوان پی‌چی‌چی در این فصل باشد. داوید هم یک مرد خانواده است و به خوبی اصول حرفه‌ای بودن را می‌داند و همین حرفه‌ای بودنش کمکش کرده برای تیم ملی اسپانیا هم بازی‌های درخشانی انجام بدهد. او همیشه دوران حرفه‌ای پرباری داشته و همه ما فکر می‌کنیم شاید در بارسلونا، این عناوین برای ویا زیاد و زیادتر هم بشود».
من و لیونل مسی
«بهترین فوتبالیست جهان. آیا فقط می‌توان همین را گفت؟ نه. او هرگز از حرکت کردن نمی‌ایستد. هرگز از پا نمی‌نشیند. لئو نمونه یک فوتبالیست کامل است که به کمال رشد رسیده و همیشه پنجه در پنجه فشارها و مشکلات، آنها را از پای درآورده است. خیلی‌ها می‌گویند او همیشه فکر خودش است ولی من می‌گویم مسی به همان اندازه به تیمش فکر می‌کند و برای موفقیت تیم می‌جنگد و این خیلی مهم است».
من و ژاوی
«مردم همیشه از من پرسیده‌اند که آیا بین من و ژاوی نوعی تله‌پاتی وجود دارد؟ جواب من این است: هر دوی ما در یک سیستم تمرینی رشد کرده‌ایم. از دل یک سازمان تیمی مشخص و با برنامه فوتبال‌مان را یاد گرفته‌ایم و بازی کرده‌ایم و خب طبیعی است که با توجه به این موارد، فکر کردن و حرکات در قبال موضوعات مختلف و در مواجهه با مسائل گوناگون در زمین بازی هم به یک شکل باشد. ژاوی را اگر بخواهم توصیف کنم، یک دوست خوب به ذهنم می‌آید. آن روزهایی که من تازه به تیم اول بارسا راه پیدا کرده بودم، او بود که تشویقم می‌کرد و به من دلگرمی می‌داد. همیشه می‌توانم با او درباره مسائل مختلف حرف بزنم و خوب می‌دانم که او هم همیشه حمایتم می‌کند».

/ 0 نظر / 19 بازدید