سبز شد ز خون و فریاد ایران جاویدان

دژخیم بدنهاد دیوسرشت کاخت شود ویران

سبز شد ز خون و فریاد ایران جاویدان

آفتاب دل‌نواز آزادی فردا شود تابان

در سیاهی سکوت سرزمین سبز

یک طنین سبز بر شد و به روح و جان خستگان نشست

خنده‌ها ز گرمی صدای او شکفت

یک جهان ترانه امید ما شنفت

از هراس ظالمان گلوله‌های بیم

بر تن وطن نشست و قلب عاشقان شکست و

سبز شد ز خون و فریاد ایران جاویدان

دژخیم بدنهاد دیوسرشت کاخت شود ویران

سبز شد ز خون و فریاد ایران جاویدان

آفتاب دل‌نواز آزادی فردا شود تابان

سپیده‌دم نزدیک است ای همرهان

ز خشممان برپا شد آتشفشان

سکوتمان گیرد آخر کام خصم

که در جهان پیچیده است فریادمان

به سر رسد خزان ما

که جانمان تن تبر شکست و

سبز شد ز خون و فریاد ایران جاویدان

دژخیم بدنهاد دیوسرشت کاخت شود ویران

سبز شد ز خون و فریاد ایران جاویدان

آفتاب دل‌نواز آزادی فردا شود تابان

 

 

/ 4 نظر / 2 بازدید
الی

niiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiice

آرمان

عالی بود فوق العاده بود very goooooooooooood

محمد

ایول خیلی قشنگ بود....

مظهری

با سلام شعر بسیار زیبایی است به امید این که : آفتاب دل‌نواز آزادی فردا شود تابان با آرزوی موفقیت برای شما دوست عزیز.