برخی از هواداران فوتبال فکر می‌کنند که اوتمار هیتسفلد، مربی پیشین تیم‌های دورتموند، بایرن مونیخ و کنونی ملی سوییس در این کشور مورد نیاز است. این برداشت چندان بی دلیل نیست چون او که در تاریخ دوازدهم ژانویه 1949 در شهر Lorrach آلمان در نزدیکی مرز سوییس به دنیا آمده است، دوران بازی خود را به غیر از سه فصل در تیم اشتوتگارت در سوییس سپری کرده و پیش از آمدن به تیم دورتموند در سال 1991 هشت سال در سوییس به عنوان مربی کار کرده بود. اوتمار هیتسفلد پس از ادولاتک که با هشت قهرمانی رکوردداری بوندس‌لیگا را یدک می‌کشد، با هفت قهرمانی دوم است. این مربی صاحبنام که در رشته‌های ریاضی و ورزش تحصیل کرده است، روز دوشنبه این هفته تولد 60 سالگی‌اش را فقط در کنار خانواده خود در کشور مالدیو جشن گرفت. اولی هوینس، مدیر ورزشی بایرن‌مونیخ در این مورد گفت: «از زمانی که او دیگر مربی بایرن‌مونیخ نیست، پنج سال جوانتر به نظر می‌رسد» و اوتمار هیتسفلد در جواب مدیر ورزشی بایرن مونیخ گفت: «اولی هوینس حق دارد؛ یک فصل مربیگری در بایرن‌مونیخ مانند پنج سال گذشت زندگی است.»


آقای هیتسفلد! با احساس‌ترین لحظه مربیگری شما تا کنون چه صحنه‌ای بوده است؟
بدون شک زمانی که فصل گذشته از بایرن‌مونیخ خداحافظی کردم. من قصد نداشتم گریه کنم؛ بلکه قصد من سپری کردن یک روز با خوشحالی بود. اما زمانی که یک نفر قصد خداحافظی ندارد، اشک ریختن جزو آن است. اما جو در ورزشگاه آنقدر تاثیرگذار بود که نمی‌توانستم جلوی خودم را بگیرم. کارل هاینس رومنیگه و اولی هوینس نیز مرا به آغوش کشیدند و گریه کردند. این حالت، شوق زیادی داشت چون در این لحظه تمام فشارهای عصبی که یک مربی در طول تمام سال‌های موفقیت‌آمیزش تحمل کرده به خاطر او می‌آیند و آدم خود را راحت‌تر و سبک‌تر احساس می کند.
با کدام شخصیت‌های ورزشی خیلی با علاقه کار کردید؟
با اولیورکان چون فلسفه او با من یکی است. زمانی که به یکدیگر نگاه می‌کنیم هر دو نفر فورا متوجه می‌شویم که چه کاری باید انجام شود و همچنین چگونه باید از خود و دیگران انتقاد کنیم و پس از هر شکست دوباره انگیزه تیم را بالا ببریم. او همیشه یک انرژی مثبت از خود پخش می‌کرد و یک کاپیتان نمونه و لایق بود. همچنین بازیکنانی مانند افنبرگ، البر، ماتیاس سامر و استفان چاپیوسات مرا تحت تاثیر گذاشته‌اند.
اختلاف بزرگ بین مربیگری باشگاه و تیم ملی چیست؟
مربیگری در بوندس‌لیگا یک کار هر روزه است؛ مربی باید فشارها و شکست‌ها را خیلی زود فراموش و به آینده فکر کند. گاهی اوقات یک مربی در این مورد وقت کم می‌آورد. برای یک مربی تیم ملی فشار رسانه‌ها و انتظار هواداران بیشتر است اما یک مربی باشگاهی در صورت یک ناکامی چند هفته و شاید چند ماه فرصت دارد که با خیالی راحت به بازی‌ بعدی فکر کند.
هدف شما با تیم ملی سوییس چیست؟
بدون شک رسیدن به جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی. من تاکنون به عنوان مربی باشگاهی موفقیت‌های زیادی به دست آورده‌ام. اما اکنون می‌خواهم در جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی بیشترین عملکرد ممکن را با تیم ملی سوییس به اجرا بگذارم.


موفقیت‌های اوتمار هیتسفلد به عنوان مربی
1- قهرمان جام حذفی سوییس 1985 با Aarau
2- قهرمان جام حذفی سوییس 1989 با گراس هوپر زوریخ
3- قهرمان سوپر جام سوییس 1990 با گراس هوپر زوریخ
4- قهرمان جام حذفی سوییس 1990 با گراس هوپر زوریخ
5- قهرمان باشگاه‌های سوییس 1991 با گراس هوپر زوریخ
6- قهرمان سوپر جام آلمان 1995 با دورتموند
7- قهرمان بوندس‌لیگا 1995 با دورتموند
8- قهرمان بوندس‌لیگا 1996 با دورتموند
9- قهرمان لیگ قهرمانان اروپا 1997 با دورتموند
10- قهرمان بوندس‌لیگا 1999 با بایرن مونیخ
11- قهرمان بوندس‌لیگا 2000 با بایرن‌مونیخ
12- قهرمان بوندس‌لیگا 2001 با بایرن‌مونیخ
13- قهرمان لیگ قهرمانان اروپا 2001 با بایرن‌مونیخ
14- قهرمان بوندس‌لیگا 2003 با بایرن‌مونیخ
15- قهرمان جام حذفی آلمان 2003 با بایرن‌مونیخ
16- قهرمان بوندس‌لیگا 2008 با بایرن‌مونیخ
17- قهرمان جام حذفی آلمان 2008 با بایرن‌مونیخ
18- مربی سال جهان در سال‌های 1997 و 2001
تاکنون فقط دو مربی با دو تیم مختلف قهرمان لیگ قهرمانان شده‌اند.
A- ارنست هایل؛ 1970 با فاینورد روتردام و 1983 با هامبورگ
B- اوتمار هیتسفلد؛ 1997 با دورتموند و 2001 با بایرن‌مونیخ